Header ad

وقتی میکلانژ مدل نقاشی می شود (مدل زنده)

DP312760

«جولیانو بوجیاردینی» نقاش دوره ی رنسانس و هم دوره ی «میکلانژ» بود که از او به عنوان «مدل زنده» نقاشی کرده است. داستان این نقاشی را از زبان «جورجیو وازاری» که خود نیز در آن زمان نقاش (و همچنین معمار، نویسنده و مورخ هنری)  بود، می خوانیم:

(متن زیر برگرفته از کتاب زندگی میکلانژ، نوشته ی رومن رولان، ترجمه ی اسماعیل سعادت)

جولیانو طبیعتا آدمی مهربان و خوش قلب بود که به سادگی روزگار می گذرانید و بخل و حسد در دلش راه نداشت. از این رو میکلانژ بی نهایت از او خوشش می آمد. تنها نقصی که داشت این بود که به کارهای خودش فوق العاده علاقه مند بود، ولی میکلانژ او را به همین دلیل خوشبخت و سعادتمند می دانست و خودش را بدبخت و تیره روز؛ زیرا هرگز نشد او از یکی از آثار خود کاملا راضی باشد. یک روز آقای «اوتاویانو دمدیچی» از جولیانو درخواست کرده بود که تصویری از میکلانژ برایش بکشد. جولیانو دست به کار شد و پس از آنکه دو ساعت میکلانژ را در سکوت محض نشانید، به او گفت: «میکلانژ بلند شو، بیا ببین خطوط اساسی قیافه ات را کشیدم». میکلانژ برخواست و وقتی که تصویر را دید، با خنده به جولیانو گفت: «عجب تصویری کشیدی! تو که چشمم را روی بناگوشم گذاشته ای! درست نگاه کن!». جولیانو از این کلمات درهم شد و چندین بار نگاهش را به تصویر و مدل انداخت و با کمال جرئت جواب داد: «فکر نمی کنم. با این همه سر جایت بشین تا اگر اشتباهی شده باشد اصلاح کنم». میکلانژ که خوب به روحیه اش وارد بود، تبسم کنان روبروی جولیانو نشست و نقاش چندین بار به او و نقاشی خود نگاه کرد و بعد برخواست و گفت: «چشم همانجاست که من کشیدم، طبیعت آن را همین طور نشان می دهد». میکلانژ خندید و گفت: «خوب، تقصیر از طبیعت است. ادامه بده و از رنگ آمیزی آن فروگذار مکن».
 

 متاسفانه از نقاشی جولیانو تصویری در دست نیست. تصویری که در بالا مشاهده می کنید را «دنیل دا ولترا» در سال ۱۵۴۴ از میکلانژ کشیده است.

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *